بسم الله الرحمن الرحیم
( باز خوانی منابع اهل سنت)
دکتر مصطفی رئیسی
چکیده :
یکی از رخدادهای به ظاهر پیچیده صدر اسلام ، جنگ های داخلی میان مسلمانان در دوره خلافت علی بن ابیطالب (ع) است ، بهطوری که حتی برخی صحابه بزرگ رسول اکرم (ص) تا مدتی دچار حیرت و تردید در حقانیت یک جبهه در مقابل جبهه دیگر بودند .
در خصوص چرائی، چگونگی و پیامدهای این نبرد ها پژو هشهائی هرچند مختصر انجام شده است، اما تحلیل مستند، علمی، تخصصی و شبهه شناسانه به رخدادهای ریز و درشت این جنگها، کاری انجام نشده و یا کمتر پرداخته شده است.
یکی از رخدادهای مهم در دوران امام علی (ع) نبرد صفین است که به شهادت عمار یاسر منجر گردید که در حدیث متواتر از رسول گرامی اسلام (ص) آمده که او را فئه باغی و ستمگر خواهند کشت و حدیثی که بهوضوح دلالت بر حقانیت مواضع امام علی (ع) بطور عام و معاویه و سپاه باغی و یاغی او بهطور خاص دارد.
از آنجا که ابن تیمیه با طرح شبهاتی در خصوص این حدیث به دفاع همه جانبه از معاویه پرداخته است، نشانه شناسی بطلان دلایل و توجیهات ابن تیمیه اهمیت فراوان می یابد، تردید در سند حدیث و تضعیف آن؛ ادعای اجتهاد برای معاویه و مثاب دانستن او حتی در صورت مخطئی بودنش در اجتهاد و.... برخی از مسائل در شبهات ابن تیمیه است که در تحقیق پیش رو به نحو تحلیلی مورد دقت، نقد و تامل قرار گرفته است.
کلید واژه :
عمار، اصحاب رسول خدا (ص)، فئه باغیه، ابن تیمیه، معاویه، امام علی (ع)، عمر و عاص.
پیشینه:
اکثر مطالبی که در مورد صحابی بزرگ پیامبر اسلام (ص) جناب عمار بن یاسر به رشته تحریر در آمده و یا در بارهی شخصیت، خدمات و زندگینامه او از کودکی تا شهادت در جنگ صفین و در رکاب امیر المومنین علی (ع) بوده است .
تعدادی از تحقیقات و نوشته ها که در خصوص واقعه صفین مطالبی را به رشته تحریر درآورده اند به حدیث پیامبر (ص) ( فئه باغیه) در خصوص شهادت عمار اشاره نموده اند اما بطور مجزا اقدام به پاسخ گوئی به شبهات ایجاد شده توسط معاویه در جنگ صفین و یا شبهاتی که بعدها هواداران بنی امیه از جمله ابن تیمیه و دیگران برای تبرئه معاویه بیان نموده اند پاسخ نداده اند.
در پژوهش پیش رو تلاش شده است ضمن بیان اصل موضوع شبهات مطرح شده توسط ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه را مطرح و با تکیه بر منابع اهل سنت مورد ارزیابی قرار دهد .
تبیین موضوع:
،حدیث معروف فئة باغیة یکی از احادیثی است که افزون برمنابع شیعی در اکثر منابع حدیثی و تاریخی اهل سنت نیز آمده است (ابن اثير، اسدالغابه في معرقة الصحابه، ج ۴، ص ۱۳۵؛ بخاری، الصحیح ج۱، ص ۹۳؛ صحیح مسلم، ج4، ص 2235؛ مسند احمد بن حنبل، ج2، ص 654). شان صدور این روایت به رخدادهای نخستین روزهای مهاجرت رسول اکرم (ص) به مدینه باز میگردد باغی بودن معاویة و اتباعش را به اثبات می رساند که در صحیح بخاری و سایر کتب نقل شده است و پیامبر خطاب به عمار بن یاسر (رضی الله عنه) می فرمایند که تو را گروه سرکش و باغی خواهند کشت و آن ها تو را به آتش دعوت می کنند و تو آنان را به بهشت دعوت می کنی.
از آن جا که این حدیث، یکی از احادیثی است که چهرهی معاویة و اتباعش را بر ملا می سازد ، دوستداران و هواداران معاویه سعی کرده اند تا به هر روشی که شده از پاسخگویی و بحث در مورد آن سرباز زده و یا به شکلی شهادت عمار را به نفع خود توجیه نمایند.
بیان مساله :
یکی از رخدادهای تا حدی پیچیده صدر اسلام جنگ های داخلی میان مسلمانان در دوره خلافت و حکومت امام علی بن ابیطالب (ع) است. پیچیدگی این جنگ ها تا آنجا بوده است که در مقطعی برخی صحابه رسول اکرم (ص) دچار تردید در حقانیت یک جبهه در مقابل دیگری شده بودند (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۵۹؛ ابن الاثير، الكامل، ج 3، ص 157. بخاری الصحیح ج 1 ص 93). و از صدر اسلام تا کنون از جهاتی چند و با اهدافی گونهگون به چرائی، چگونگی و نیز آثار و پیامد های هر یک از این نبردها بی خانمان که در نتیجه آن، بسیاری از صحابه بزرگ رسول خدا (ص) در مقابل هم قرار گرفته و نیروی مسلمانان به هزیمت رفت. و کوششهای همه جانبهی علی بن ابیطالب (ع) و یارانش در روشنگری نسبت به معرفی چهرهی باطل و مرموز معاویه و مشاوران حیله جویش بی اثر ماند. پرداخته شده است، اما بررسی شبهه شناسانه هر یک از این نبردها کمتر انجام شده است ، یکی از مسائل بسیار مهم در خصوص نبرد صفین پیشگوئی غیب گویانه رسول اکرم(ص) در خصوص شهادت عمار یاسر بدست گروه ستمگر و باطل است.
مطابق حدیث رسول اکرم (ص) عمار یاسر که از تحمیل کارهای سنگین به او در جریان ساختن مسجد مدینه وحمل طاقت فرسای ابزار، به حضرت شکوه می کرد که اینان – یاران پیامبر(ص) – با تحمیل کردن کارهای سخت به من، من را در آستانه مرگ قرار داده اند، حضرت (ص) در پاسخ می فرماید، تو با این کارها کشته نخواهی شد، تورا فئه باغیه، خواهند کشت.
این سخن رسول مکرم اسلام (ص) که در مرئی و منظر تعداد زیادی از مهاجر و انصار در خصوص آینده حیات و ممات عمار یاسر، در دفتر خاطرات اصحاب جا گرفته بود، در کنار نوید به آینده سعادتمندانه و مرگ شرافتمندانه عمار در ذهن و ضمیر یاران پیامبر (ص)از عمار یاسر به عنوان معیار و میزانی برای حق و حقیقت و راستی راه و درستی رفتار و اقدامات او ساخته بود. از این رو، وقتی در جریان نبرد صفین، عمار به شهادت رسید، سخن رسول اکرم (ص)، در خاطرات اصحاب باقی مانده آنحضرت که برخی در سپاه امام علی (ع) و برخی در سپاه معاویه بودند زنده شد و آنان را به تفکر و تامل واداشت و موجب شد در سپاه امام علی (ع) جازمتر شده و برخی از حالت قعود و سکوت خارج شده و بطور فعال در جبهه امام علی (ع) قرار گیرند و عده ای نیز از حضور در سپاه معاویه پشیمان شوند.
از صدر اسلام تا کنون این واقعه و نظایر آن در جنگ جمل و جنگ نهروان که به نوعی دیگر، دلیل حقانیت مواضع و اقدامات علی بن ابیطالب (ع) بوده است، اظهار نظرهائی را برانگیخته و اغلب دانشمندان اهل سنت همچون همه دانشمندان شیعه بر حقانیت جبههی علی بن ابیطالب (ع) اذعان کردهاند ، اما ابن تیمیه با طرح شبهاتی در اسناد, و محتوا و دلالت حدیث خدشه کرده و به توجیه اقدام معاویه و عمرو عاص پرداخته است. این که اشکالات و شبهات ابن تیمیه چیست و پاسخ آنها بر اساس اسناد و منابع عمدتا اهل سنت چگونه است، مساله اصلی این پژوهش است، که امید است در جهت نشان دادن حقانیت تشیع و علی بن ابیطالب (ع) و پرده برداشتن از سیاست بازی و دغل کاری امثال معاویه در توجیه هر وسیله برای رسیدن به اهدافشان پرده بردارد.
تذکر این نکته لازم است که مطالب و تحقیقات اندکی که انجام شده است عمدتا معطوف به شخصیت عمار، خدمات و سر گذشت او از کودکی تا شهادت بوده و به صورت ریز و شخصی به موضوع معطوف به این حدیث، اهمیت، آثار و پیامدهای آن نپرداختهاند. از این رو، پرداختن به آن و نشانه شناسی مغالطات و قضاوتهای غیرعالمانهی ابن تیمیه اهمیت مضاعف مییابد.
شخصیت عمار:
عمار بن یاسر بن عامر بن عنس بن مالک از تبار مذجح یمن و حلیف بود و کنیهاش ابویقظان یاسر پدر عمار در جوانی از یمن به مکه آمد و در آنجا اقامت کرد و با ابو حذیفه که از بنی مخزوم بود پیمان بست. عمار و پدر و مادرش (یاسر وسمیه) از سابقین در اسلام بودند. او بنابر روایتی ، یکی از هفت تن مسلمان نخست بود (ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص 626 - 628) عمار در کنار سلمان، مقداد، ابوذر از نخستین شیعیان دانسته شدهاند که در زمان پیامبر(ص) بدین نام شناخته شدهاند. (نوبختی، فرق الشیعه، ص۱۸).
او پس از هجرت پيامبر (ص) به مدينه، ملازم ركاب او شد و در نبردهای بدر، احد، و در تمام غزوه ها و برخى از سريه ها شركت.( طبقات الکبری، ج۳، ص ۱۰۹) و در بیعت رضوان نیز همراه رسول خدا بود رسول خدا بین او و حذیفه بن یمان پیمان برادری استوار ساخت. عمار در ساخت مسجد النبی حضوری فعال داشت.
روایاتی از پیامبر اسلام(ص) در فضایل عمار نقل شده است؛ از جمله اینکه آن حضرت فرمودند بهشت مشتاق علی، عمار، سلمان و بلال است. (ابن عبدالبرّ، الاستعیاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۲۲۹). و نیز فرمود: عمار با حق است و حق با عمار، عمار گرد حق میچرخد هرجا که باشد، و قاتل عمار در آتش است.( الامینی، الغدیر، ج۹، ص۲۵)
صداقت و تعهد او به اسلام سبب شده بود كه ديگران او را بيش از تواناييش به كار وادار كنند. روزى عمار شكايت آنان را به حضور پيامبر برد و گفت: اين گروه مرا كشتند. پيامبر (ص) در آن هنگام كلام تاريخى خود را فرمود كه در قلوب همه حاضران نشست، فرمود: «انك لن تموت حتى تقتلك الفئة الباغية الناكبة عن الحق، يكون آخر زادك من الدنيا شربة لبن ». (بخاری، الصحیح، ج۱، ص ۹۳؛ امينى، الغدير ج 9، ص 22 - 21) تو نمى ميرى تا وقتى كه گروه ستمگر و منحرف از حق تو را بكشد. آخرين توشه تو از دنيا جرعهاى شير است. اين سخن در ميان ياران پيامبر منتشر شد و سپس دهان به دهان انتقال يافت و عمار از همان روز در ميان مسلمانان مقام موقعيت خاصى پيدا كرد، بالاخص چنانکه اشاره شد، پيامبر (ص) او را به مناسبتهای مختلف دیگر نیز مىستود.
چنانکه در تاریخ آمده است، به علت این که عمار از مهاجران یمنی محسوب میشد و در مکه طرفدار و پایگاه اجتماعی نداشت از مستضعفان به شمار میآمد؛ و به همین جهت عمار، برادرش عبدالله، پدرش یاسر و مادرش سمیه، بلال، خَبّاب، و صُهَیب، به دست قریش به شدیدترین شکل ممکن شکنجه شده (ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص 5) تا از اسلام روگردان شوند ؛ مشرکان بتپرست مکی، مستضعفان ساکن مکه را به دلیل مسلمانشدن شکنجه میکردند و گاهی آنان را برهنه کرده، در برابر تابش آفتاب سوزان حجاز روی ریگهای داغ میخواباندند و کتک میزدند؛ (ابن اثیر، اسد الغابه، ج 2، ص420) گاهی زره فولادین بر بدن آنان میپوشاندند و آنها را در هنگام ظهر در برابر تابش آفتاب قرار میدادند و گاهی نیز تخته سنگی بزرگ روی سینه آنها مینهادند تا از این طریق آنان را وادار سازند از آیین محمد (ص) و سلم دست بکشند. سمیه و یاسر در اثر این شکنجهها جان داده و به شهادت رسیدند. آنها نخستین شهدای اسلام بودند. (الامین، اعیان الشیعة، ج۱۳، ص۲۸.)
مشرکان، عمار را نیز مجبور به ناسزا گویی به پیامبر(ص) کردند اما پیامبر اکرم(ص) عذر او را پذیرفت و به او فرمود اگر دیگر بار نیز مجبورش کردند، چنین کند. در پی این ماجرا بود که این آیه نازل شد: (هر کس پس از ایمان آوردن خود، به خدا کفر ورزد [عذابی سخت خواهد داشت ] مگر آن کس که مجبور شده [ولی ] قلبش به ایمان اطمینان دارد.) (سوره نحل آیه 106) عمار پس از مهاجرت به مدینه در جنگهای بدر، احد، خندق و بیعت رضوان حضور داشت. (ابن الأثیر، أسد الغابة، ج 3، ص 627 و 628).
عمار یاسر پس از درگذشت پيامبر(ص)، از طرفداران امامت علی(ع) بود. اما تا آن جا كه همكارى با دستگاه خلافت به نفع اسلام بود از يارى و همكارى با آن دريغ نكرد. وی در زمان وفات عمر و ماجرای تشکیل شورای تعیین خلیفه، در گفتگویی با عبدالرحمن بن عوف به او توصیه کرد علی(ع) را انتخاب کند تا مردم دچار تفرقه نشوند(-مقدسی، ج۵، ص ۱۹۱) بعد از کشته شدن عثمان، عمار از جمله افرادی بود که مردم را به بیعت با علی(ع) دعوت میکردند. (الطوسی، الأمالی، ص۷۲۸.) وی در حکومت امیرالمؤمنین(ع) در جنگهای جمل و صفین شرکت داشت. درجنگ جمل، فرمانده میسره [سمت چپ] لشکر امام(ع) بود. (لمفید، الجمل، ص۱۷۹.) و در روز سوم جنگ صفین نیز وی فرمانده لشکر امام علی(ع) بود. (البلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۰۳).
واكنش شركت عمار در جنگ صفین در سپاه معاویه
در نبرد صفين انتشار خبر شركت عمار در سپاه امام علی (ع) دلهاى فريب خوردگان سپاه معاويه را لرزاند و برخى را بر آن داشت كه در اين مورد به تحقيق بپردازند. شخصيت عمار و سوابق انقلابى او امرى نبود كه بر اهل شام پوشيده باشد. گفته پيامبر اكرم (ص) درباره او در ذهن و ضمیر بسیاری منعکس شده بود. آنچه بر مردم شام تا حدودى پوشيده بود شركت عمار در سپاه امام علی (ع) بود. وقتى خبر شركت احتمالى او در سپاه امام به درون سپاه شام نفوذ كرد، كسانى كه تحت تاثير تبليغات مسموم معاويه قرار گرفته بودند در صدد تحقيق بر آمدند. يكى از اين افراد شخصيت معروف يمنى ذوالكلاع بود كه در بسيج كردن قبايل حميرى به سود معاويه فوق العاده مؤثر بود. وپس از شنیدن حضور عماردر سپاه امام علی (ع) تصمیم به کشف حقيقت گرفت. از اینرو، با ابونوح، يكى از سران قبيله حمير، كه در كوفه سكنى داشت و در سپاه امام علی (ع) شركت كرده بود، تماس برقرار نموده و از وجود عمار در سپاه على (ع) و عزم او بر قتال با سپاه معاویه آگاه گردید. (بخاری الصحیح ج 1 ص 93 ، امینی الغدیر ج9 ص22)
البته معاويه و عمروعاص شانس آوردند كه ذوالكلاع قبل از عمار به قتل رسيد، چه اگر بعد از شهادت عمار ياسر او زنده بود ديگر عمروعاص نمى توانست با حرف هاى بى اساس خود او را فريب دهد و خود او در ميان سپاه شام مشكل بزرگى براى معاويه و عمروعاص مى شد. لذا پس از كشته شدن ذوالكلاع و شهادت عمار ياسر، عمروعاص خطاب به معاويه گفت: من نمى دانم به قتل كدام يك از آن دو بايد خوشحال شوم، به قتل ذوالكلاع يا عمار ياسر؟ به خدا قسم اگر ذوالكلاع بعد از قتل عمار ياسر زنده مى بود تمام اهل شام را به جانب على ع باز مى گرداند.(ابن الاثير، الكامل، ج 3، ص 310. بخاری الصحیح ج 1 ص 93).
بعضی از صحابه پیامبر (ص) مانند خزیمه بن ثابت، که در جنگ جمل و صفین حاضر شده بود ولی شمشیر از غلاف بیرون نیاورد به جهت حضور عمار در جنگ متنبه شده و در جنگ صفین هنگامی که دید عمار به دست لشکر معاویه کشته شده گفت: اکنون گروه گمراه برای من مشخص شد و شروع به جنگ در رکاب امام علی(ع) کرد تا اینکه به شهادت رسید.(ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۵۹.)
سرانجام عمار در جنگ صفین در ربیع الثانی سال ۳۷ق به شهادت رسید. پس از شهادت عمار، امام علی(ع) بر او نماز گزارد.( ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۶۲.) و بهدلیل وصیت وی بدون غسل و کفن در صفین دفن گردید. سن عمار هنگام شهادت، بالای 90 بود. برخی ۹۳، برخی ۹۱ و برخی ۹۲ سال گفتهاند.( ابن عبدالبرّ، الاستعیاب فی معرفة الاصحاب، ج ۳، ص ۲۳۱.)
در تمامي منابع اهل سنت هم به شهادت عمار در صفين به دست سپاه معاويه تصريح شده ابن اثير در اسدالغابه روايت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ را درباره او چنين مي آورد: «... تقتله الفئة الباغيه»( ۲. ابن اثير، اسدالغابه في معرقة الصحابه، بيروت، دارالشعب، ج ۴، ص ۱۳۵.)
وقتی «عمار» در صفین کشته شد، خیلی از نیروهای معاویه دست از جنگ کشیده و از جنگ برگشتند. چراکه وقتی «عمرو عاص» خبر کشته شدن «عمار» را به معاویه رساند. معاویه گفت: کشته شد، که شد!! عمرو عاص گفت: پیغمبر گفته بود که «تَقتُلُه الفِئَةُ البَاغِیَه»! با این جریان ثابت شد که ما گروه ستمگر و باغیه هستیم. «معاویه» گفت: ما که نکشتیم، «عمار» را کسی کشت که او را به جنگ آورد و در برابر شمشیرها و نیزه های ما قرار داد!!
بیان شبهه:
ابن تیمیه سرسلسله عقاید وهابیها در کتاب منهاج السنه خود که این کتاب را در برابر کتاب منهاج الکرامه علامه حلی نگاشته است برای تبرئه معاویه وسپاه او که در جنگ صفین عمار را به شهادت رساندند ودر مقابل حدیث" فئه باغیه" پیامبر اکرم (ص) که در مورد عمار فرمودند: «کشندگان عمار گروه باغی و ظالم هستند و کشندگان عمار در جهنمند». شبهاتی ایجاد نموده که در این قسمت به اهم آن پاسخ داده میشود.
ابن تیمیه میگوید حدیث عمار ضعیف بوده و پیامبر(ص) چنین سخنی نگفته است. او می نویسد: «فههنا للناس أقوال: منهم من قدح فی حدیث عمار». (منهاج السنة، ج 4، ص 390) «در اینجا براى مردم اقوالى است؛ از جمله آنان کسى استکه حدیث عمار را ضعیف دانسته است.» او در جایى دیگر درباره این حدیث مى گوید: «فبعضهم ضعّفه». (منهاج السنة، ج 4، ص 405). «برخى از افراد آن را تضعیف کردهاند.».
بررسی ادعای ابن تیمیه
اولا: ابن تیمیه ذکر نکرده چه کسانى این حدیث را تضعیف کردهاند، و گفته (برخی از افراد آنرا تضعیف کردهاند) اسامی روات حدیث که این حدیث را تضعیف کردهاند کدام است؟
ثانیا : حدیث عمار حدیثى ثابت و متواتر استکه 24 نفر از صحابه آنرا نقل کردهاند. حافظ سیوطى نیز در کتاب «الخصائص الکبرى» به تواتر آن تصریح نموده است. ( الخصائص الکبرى، ج 2، ص 140) ابن كثير در كتاب البدايه و النهايه مینویسد: «كما ثبت في صحيح مسلّم من حديث شعبة عن أبى سلمة عن أبى نضرة عن أبى سعيد الخدريّ قال: حدثني من هو خير منى- يعنى أبا قتادة- أن رسول الله (ص) قال لعمار: تقتلك الفئة الباغية و رواه أيضا من حديث ابن علية عن ابن عون عن الحسن عن أمه عن أم سلمة قالت: قال رسول الله صلّى الله عليه و سلّم: يقتل عمارا الفئة الباغية، و في رواية: و قاتله في النار» (ابن كثير، البدايه و النهايه، ج ۶، ص ۲۱۴).
طبري نيز كه از مورخان و دانشمندان بزرگ اهل سنت است اين روايت را در تاريخ خود آورده است. سند طبري به ابومسعود و حذيفه ختم شده كه از رسول خدا شنيد به عمار گفته است اي پسر سميه (عمار) تو را گروه باغيه به شهادت ميرسانند. (طبري، تاريخ طبري، ج ۳، ص ۹۸.)
و هم چنین حافظ لغوى مرتضى زبیدى در «لفظ اللآلى» و مناوى در شرح جامع الصغیر سیوطى و دیگران این حدیث را متواتر مى دانند. (لفظ اللآلى، ص 222 و 223؛ فیض القدیر، ج 6، ص 366.)
ابن عبدالبرّ در «الاستیعاب» در ترجمه عمار مىگوید: «و تواترت الآثار عن النبیّ (ص) انّه قال: تقتل عماراً الفئة الباغیة وهذا من إخباره بالغیب و إعلام نبوّته (ص) و هو من أصحّ الأحادیث»؛ ( الاستیعاب فی حاشیه الاصابة، ج 2، ص 481). «اخبار متواتر از پیامبر(ص) رسیده که فرمود: عمار را گروه ظالم خواهند کشت و این از خبرهاى غیبى و نشانه هاى نبوت آن حضرت است و از صحیح ترین احادیث به حساب مىآید.»
ابن حجر در شرح صحیح بخارى مىگوید: «فائده: حدیث (عمار را گروه ظالم خواهند کشت)، را جماعتى از صحابه از آن جمله قتادة بن نعمان نقل کردهاند آنگونه که گذشت. و نیز ام سلمه نزد مسلم، و ابوهریره نزد ترمذى و عبدالله بن عمرو بن عاص نزد نسائى، و عثمان بن عفان، و حذیفه و ابوایّوب و ابورافع و خزیمة بن ثابت و معاویه و عمرو بن عاص و ابوالیسر و خود عمار این حدیث را نقل کرده اند. و تمام این احادیث نزد طبرى و دیگران موجود است. و غالب طرق آن صحیح یا حسن است. (فتح البارى، ج 1، ص 543.) ابن حجر در جای دیگر مینویسد: «این حدیث، بر حقانیت على (ع) در آن جنگها دلالت دارد؛ زیرا اصحاب معاویه عمّار را به قتل رساندند». (همان، ج 13، ص 85 و 86).
بخارى در صحیح خود از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «ویح عمّار تقتله الفئة الباغیة یدعوهم إلى الجنّة و یدعونه إلى النار». (صحیح بخارى، کتاب الصلاة، باب التعاون فی بناء المسجد) «واه بر عمار، او را گروه ظالم خواهند کشت او آنان را به بهشت دعوت مىکند ولى آنها او را به جهنم مىخوانند.». و در بابى دیگر این حدیث را اینگونه نقل مىکند: «... یدعوهم إلى الله ویدعونه إلى النار» (همان، کتاب الجهاد و السیر، باب مسح الغبار).
ابن حبّان در صحیح خود از امّ سلمه نقل کرده که گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «تقتل عمّاراً الفئة الباغیة». (الاحسان بترتیب صحیح ابن حبّان، ج 9، ص 105). و نیز از ابوسعید خدرى نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمود: «ویح ابن سمیّة تقتله الفئة الباغیة یدعوهم إلى الجنّة و یدعونه إلى النار». (همان، ج 8، ص 260 و ج 9، ص 105).
ابن سعد، جمله مذکور را با اندکی تغییر در عبارت ولی با مضمون «عمار را گروه باغی میکشد» با اسناد گوناگون ذکر کرده است. (رک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج1، ص 185 و ج ۳، ص 192، 191، 190، 188 و ج 4، ص 141) ابن عبدالبر نیز این حدیث را متواتر و از صحیحترین احادیث میداند.( ابن عبدالبرّ، الاستعیاب فی معرفة الاصحاب، ج ۳، ص ۲۳۱.)
ثالثا: عده زیاد دیگری از علمای طراز اول اهل سنت این حدیث را نقل کرده و صحیح دانستهاند؛ ما برای نمونه به نام چند نفر از آنان اشاره میکنیم:
بخاری (الصحیح، ج۱، ص ۹۳)؛ مسلم (الصحيح، ج۸، ص۱۸۵)؛ حاكم نيشابوری (معرفه علوم الحديث، ص۸۴)؛ احمد بن حنبل (المسند، ج۳، ص ۳۰۰)؛ النسائی (الخصائص، ص۴۱)؛ ابن سعد (طبقات الكبرى، ج ۳ ص ۲۵۲)؛ شمس الدين ذهبی (سير أعلام النبلاء، ج۱، ص۳۰۰)؛ ابن كثير دمشقی (البداية و النهاية، ج۳، ص۲۱۷)؛ ابن أثير جزری (اسد الغابه، ج۴، ص۴۵)؛ أبو المؤيد الموفق بن أحمد أخطب خوارزم (مناقب، ص۹۰)؛ ابن عبد ربه الأندلسی (العقد الفريد، ج۲، ص۲۰۳)؛ حافظ أبو نعيم الاصبهانى (حلية الأولياء، ج ۷، ص۱۹۷)؛ حافظ أبو بكر البغدادی (تاريخ بغداد، ج۱۱، ص۲۸۹) بيهقی (السنن الكبرى، ج ۸، ص۱۸۹)؛ علامه سمهودی (تاريخ المدينة المنورة، ج۱، ص۲۳۶) سيوطی (الخصائص الكبرى، ج۲، ص۱۴۰) شيخ سليمان البلخي قندوزى (ينابيع المودة، ص۱۲۸).
در نتیجه: با توجه پذیرش تعداد کثیری از علمای طراز اول اهل سنت و صحیح دانستن این روایت، میتوان گفت اين حديث از احاديث متواتر است كه علماي عامه و شيعه درباره آن اتفاق دارند. از اینرو ضعف سند روایت را نمیتوان پذیرفت. زیرا سخن یک نفر آن هم بدون دلیل، در برابر سخن این همه عالم حدیث شناس حجت نیست؟ و فقط میتوان گفت ابن تیمیه از روی بغض و کینهای که نسبت به اهل بیت (ع) و به خصوص علی (ع) دارد چنین سخنی را گفته است.
ابن تیمیه برای دفاع از معاویه و لشگرش در کشتن عمار می گوید اینکه عمار در سپاه امام علی (ع) شرکت داشته و به دست سپاه معاویه به شهادت رسیده، بر حقانیت علی (ع) و لشگرش و گمراهی معاویه و سپاه او دلالت نمیکند چراکه هردو به اجتهاد خود عمل کردند و در نهایت میتوان گفت که معاویه در اجتهاد خود خطا کرده است؛ که هر مجتهدی ممکن است خطا کند. (منهاج السنة، ج 4، ص 391)
پاسخ:
اولا: بزرگان روائی اهل سنت با این عقیده ابن تیمیه مخالفت کردند؛ حتی برخی از بزرگان اهل سنت علیه ابن تیمیه و این نظر شاذ او، مطلب نوشته و به شدت نظر او را رد کردهاند به طور مثال «ابن حجر» در شرح صحيح بخارى مىگويد: «در اين حديث نشانهاى از نشانههاى نبوت و فضيلتى آشكار براى على(ع) و عمار است و نيز ردّى بر افراد ناصبى كه گمان كردهاند على(ع) در جنگهايش بر حق نبوده. حديث معروف «عمار را گروه ظالم مىكشد» بر اين دلالت دارد كه على(ع) در آن جنگها بر حق بوده است؛ زيرا اصحاب معاويه عمار را به قتل رساندند». (فتح البارى، ج۱۳، ص ۸۵ و ۸6)
«قال الکرمانی: علي (رضي الله تعالى عنه)، و معاوية كلاهما كانا مجتهدين، غاية ما في الباب أن معاوية كان مخطئاً في اجتهاده و نحوه. انتهى. قلت: كيف يقال: كان معاوية مخطئاً في اجتهاده، فما كان الدليل في اجتهاده؟ و قد بلغه الحديث الذي قال ويح ابن سمية تقتله الفئة الباغية، و ابن سمية هو عمار بن ياسر، و قد قتله فئة معاوية، أفلا يرضى معاوية سواء بسواء حتى يكون له أجر واحد؟». عمدة القاري، ج 24، ص 192
کرمانی گفته استکه علی و معاویه، هر دو مجتهد بودند! نهایت چیزی که در این باب جنگ صفین می توان گفت این است که معاویه در اجتهادش خطا کرده است. من می گویم که چگونه می شود گفت که معاویه در اجتهادش خطا کرده است. اصلاً دلیل بر اجتهاد معاویه چیست؟ چگونه معاویه اجتهاد کرده است، در حالی که این حدیث پیامبر به او رسیده بود که فرمود: «خدا عمار را خیر بدهد، او را گروه ستمگر خواهند کشت.» و ابن سمیه، همان عمار است. و او را در جنگ صفین، گروه ستمگر به قتل رساندند. آیا معاویه به این راضی نیست که فرقی بین کشتن و یا نکشتن عمار باشد، به طوری که اگر بکشد، یک اجر هم ببرد!؟
و روى الزهري عن حمزة بن عبدالله بن عمرو عن أبيه قال: ما وجدت في نفسي من شيء ما وجدت أني لم أقاتل هذه الفئة الباغية كما أمرني الله. فإن قلت: كان عبدالله بن عمرو ممن روى الحديث المذكور و أخبر معاوية بهذا، فكيف كان مع فئة معاوية؟ قلت: روي عنه أنه قال: لم أضرب بسيف و لم أطعن برمح و لكن رسول الله قال: أطع أباك فأطعته». (همان).
زهری از حمزه بن عبدالله و او از پدرش عبدالله بن عمروعاص نقل کرده است که گفت: من به چیزی پشیمان نیستم جز اینکه چرا طبق دستور خداوند مبنی بر نبرد با فئه باغیه، من با فئه باغیه نجنگیدم. اگر کسی بگوید که عبدالله بن عمرو عاص، جزء راویان حدیث فئه باغیه است، و خودش به معاویه این حدیث را متذکر شد؛ پس چگونه خودش در فئه باغیه و گروه ستمگر بود!؟ در جواب می گوئیم که از عبدالله بن عمرو عاص نقل شده است که گفته: من در سپاه معاویه (فئه باغیه) بودم ولی یک ضربه شمشیر نزدم، یک تیر هم نیانداختم! من فقط دستور پیامبر را اطاعت کردم که به من گفته بود: از پدرت اطاعت و پیروی کن! من هم از پدرم عمرو عاص اطاعت کردم و در صفین حضور پیدا کردم!!
نسآئی و حاکم نیشابوری و بیان حقیقت
نسآئی در دمشق یک جسارت و شجاعتی به خرج داد؛ وقتی در بالای منبر فضائل امیرالمؤمنین (ع) را نقل میکرد، به او گفتند: از فضائل «معاویه» هم سخن بگو، نسآئی گفت: مگر معاویه فضیلتی هم دارد؟ آیا به جنگ صفین راضی نیست، و دنبال اجر و پاداش هم میگردد؟ شما با این کار او، دنبال فضائل هم برای او میگردید. پس از اين سخن، او را در وسط مسجد جامع اموى كتك زدند و كشان كشان از مسجد بيرون بردند و چنان بر شكمش ضربه وارد كرده كه بر اثر همين ضربات جان سپرد.
ابن حجر عسقلانی مىنويسد: «فَسُئِل عَن فَضائِل مُعاوية، فأَمسَكَ عَنه فَضربُوه فِي الجامِع، فَقال: أخرجوني إلى مَكة. فأخرجوه و هو عَليلٌ و توفّى مَقتولاً شَهيداً.» .(تهذيب التهذيب، ج1، ص 33، ش 66؛ تهذیب الکمال، ج1، ص 339؛ البداية والنهاية، ج 11، ص 124) از نسائى در مورد فضائل معاويه سؤال شد. وى از نقل فضيلت براى معاويه خوددارى كرد، لذا او را در مسجد جامع كتك زدند و در حالى كه عليل و مجروح بود، از مسجد بيرون كردند و او جان سپرد
البته نسآئی تنها نیست، حاکم نیشابوری هم به خاطر نقل نکردن فضائل معاویه، مدتها در خانه خودش در نیشابور، زندانی بود. در تاریخ ثبت شده که، روزی منبری را که حاکم نیشابوری بر فراز آن سخن می گفت را، شکستند و او را خانه نشین کردند.
«عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّلَمِيّ يَقُوْلُ: دَخَلتُ عَلَى الحَاكِم وَ هُوَ فِي دَارِه، لاَ يُمْكِنُه الخُرُوجُ إِلَى المَسْجَد مِنْ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللهِ بنِ كَرَّام وَ ذَلِكَ أَنَّهُم كسرُوا مِنْبَرهُ، وَ منعُوهُ مِنَ الخُرُوج. فَقُلْتُ لَهُ: لَوْ خَرَجْتَ وَ أَمْلَيْتَ فِي فَضَائِلِ هَذَا الرَّجُل حَدِيْثاً، لاَسترحتَ مِنَ المِحْنَة. فَقَالَ: لاَ يَجِيْءُ مِنْ قَلْبِي، لاَ يَجِيْءُ مِنْ قَلْبِي». (سیر اعلام النبلاء، ج۱۷، ص ۱۷۵)
«ابو عبد الرحمن سلمی» میگوید: در حالی که حاکم نیشابوری در حصر خانگی بود و از ترس یاران «عبدالله بن کرام» نمی توانست در مسجد حاضر گردد، به منزل وی رفتم، یاران «عبدالله بن کرام» منبر او را شکسته و او را خانه نشین ساخته بودند. از او خواستم تا درباره فضایل معاویه سخنی بگوید تا از این همه رنج و مشقت خارج گردد، اما او در پاسخ من دو مرتبه گفت: این گونه سخنان درباره «معاویه»، از قلب من بر نمی آید».
جالب است که خود «ابن تیمیه» هم، گفته است که ما هیچ روایت صحیحی در فضیلت «معاویه» نداریم: «وَ طَائِفَةٌ وَضَعُوا لِمُعَاوِیَةَ فَضَائِلَ وَ رَوَوْا أَحَادِیثَ عَنِ النَّبِیِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ) فِی ذَلِكَ كُلُّهَا كَذِبٌ». (منهاج السنة النبویة، ج 4 ص 400) گروهی برای معاویه فضلیت تراشی کرده و احادیثی را از قول رسول الله (ص) روایت کردند که همهی آنها دروغ هستند. با این حال در اینجا به توجیه رفتار و عمل معاویه در به شهادت رساندن عمار میپردازد .
ثانیا: این بیان ابن تیمیه که معاویه به اجتهاد خود عمل کرده است دقیقا اجتهاد در مقابل نص است چرا که بر اساس این توجیه آیندهنگری و فضائل رسول خدا (ص) که برخی آن را معجزه دانستند به کنار نهاده می شود در حقیقت ابن تیمیه باید یکی از دو امر را انتخاب کند یا تضعیف پیامبر (ص) و احادیث ایشان و تبرئه معاویه و یا تائید پیامبر اکرم (ص) و محکومیت معاویه در جنگ صفین وکشتن عمار
وقتی «عمرو عاص» خبر کشته شدن «عمار» به دست لشگر معاویه را به او رساند. معاویه گفت: عمارکشته شد، که شد. عمرو عاص گفت: پیغمبر گفته بود که «تَقتُلُه الفِئَةُ البَاغِیَه»! با این جریان ثابت شد که ما گروه ستمگر و باغیه هستیم. «معاویه» با زیرکی قصد داشت مذمت پیامبر را از خود رد کند؛ گفت: ما عمار را نکشتیم، «عمار» را کسی کشت که او را به جنگ آورد و در برابر شمشیرها و نیزه های ما قرار داد. پس علی (ع) عامل کشته شدن عمار است و حدیث شامل حال او میگردد. ابن تیمیه همین مطلب معاویه را در کتاب خود مطرح نموده و از این سخن معاویه دفاع می کند.
«قِيلَ: وَ هَكَذَا مُعَاوِيَةُ لَمَّا قِيلَ لَهُ: قَدْ قُتِلَ عَمَّارٌ، وَ قَدْ قَالَ النَّبِيُّ (ص) «تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ» قَالَ: أَوَ نَحْنُ قَتَلْنَاهُ؟ إِنَّمَا قَتَلَهُ الَّذِينَ جَاءُوا بِهِ حَتَّى جَعَلُوهُ تَحْتَ سُيُوفِنَا. فَإِنْ كَانَتْ هَذِهِ الْحُجَّةُ مَرْدُودَةً، فَحُجَّةُ مَنِ احْتَجَّ بِأَنَّ طَلْحَةَ وَالزُّبَيْرَ هُمَا فَعَلَا بِعَائِشَةَ مَا جَرَى عَلَيْهَا مِنْ إِهَانَةِ عَسْكَرِ عَلِيٍّ لَهَا، وَاسْتِيلَائِهِمْ [عَلَيْهَا] مَرْدُودَةٌ أَيْضًا. وَإِنْ قُبِلَتْ هَذِهِ الْحُجَّةُ قُبِلَتْ حُجَّةُ مُعَاوِيَةَ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - وَالرَّافِضَةُ وَأَمْثَالُهُمْ مِنْ أَهْلِ الْجَهْلِ وَالظُّلْمِ يَحْتَجُّونَ بِالْحُجَّةِ الَّتِي تَسْتَلْزِمُ فَسَادَ قَوْلِهِمْ وَتَنَاقُضَهُمْ؛ فَإِنَّهُ إِنِ احْتُجَّ بِنَظِيرِهَا [عَلَيْهِمْ فَسَدَ قَوْلُهُمُ الْمَنْقُوضُ بِنَظِيرِهَا، وَإِنْ لَم يَحْتَجَّ بِنَظِيرِهَا] بَطَلَتْ هِيَ فِي نَفْسِهَا، لِأَنَّهُ لَا بُدَّ مِنَ التَّسْوِيَةِ بَيْنَ الْمُتَمَاثِلَيْنِ، وَلَكِنَّ مُنْتَهَاهُمْ مُجَرَّدُ الْهَوَى الَّذِي لَا عِلْمَ مَعَهُ، وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. ». (منهاج السنة النبوية، ج 4، ص 357 و 358).
پاسخ شبهه
نبی مکرم اسلام(ص) تمام این احادیث را به عنوان شواهد و قرائن بیان نمود تا عذر از همه برداشته شود. لذا وقتی «عمار» در صفین کشته شد، خیلی از نیروهای معاویه دست از جنگ کشیدند. متقاعد شدند و از جنگ برگشتند اما ابن تیمیه با استناد به استدلال معاویه در مقابل عمروعاص قصد تبرئه او و لشگرش را دارد؟
جواب امیرالمؤمنین علی (ع) از توجیه قتل عمار توسط معاویه!
پاسخ این شبهه را امیرالمؤمنین علی (ع)، فرمودند که اگر اینچنین باشد، که قاتل افراد آن کسی است که در لشگر او می جنگد نه افراد مقابل و کشندگان او پس قاتل «حمزه» سید الشهداء نیز رسول الله (ص) است که او را به جنگ «احد» برده بود: واین مطلب را علمای اهل سنت خود اعتراف نموده اند از جمله:
«وقد أجاب علي رضي الله عنه عن قول معاوية رضي الله عنه بأن قال: فرسول الله إذاً قتل حمزة حين أخرجه» و علی از توجیه معاویه پاسخ داد که در اینصورت، قاتل حمزه نیز رسول خدا (ص) است که او را با خود به جنگ احد برد! (الروض المعطار في خبر الأقطار، ج1، ص 363)
«علامه عبدالرؤف مناوی» در کتاب «فیض القدیر» که شرحی است بر «جامع الصغیر» سیوطی، مینویسد:
«وهذا صريح في بغي طائفة معاوية الذين قتلوا عمارا في وقعة صفين و أن الحق مع علي و هو من الإخبار بالمغيبات يدعوهم أي عمار يدعو الفئة و هم أصحاب معاوية الذين قتلوه بوقعة صفين في الزمان المستقبل إلى الجنة أي إلى سببها و هو طاعة الإمام الحق و يدعونه إلى سبب النار و هو عصيانه و مقاتلته قالوا و قد وقع ذلك في يوم صفين دعاهم فيه إلى الإمام الحق و دعوه إلى النار و قتلوه فهو معجزة للمصطفى و علم من أعلام نبوته». (فيض القدير، ج6، ص 365)
حديث «تقتله الفئة الباغية» صریح است در اینکه گروه معاویه، همان گروه ستمگر هستند که عمار را در جنگ صفین به قتل رساندند. و اینکه حق با علی بود. و این از اخبار غیبی است. «یدعوهم» یعنی اینکه عمار اصحاب معاویه را که او را در جنگ صفین به قتل رساندند، به بهشت دعوت میکند. دعوت به بهشت، یعنی دعوت به سبب بهشت. یعنی دعوت به اطاعت امام حق. در طرف دیگر، آن گروه ستمگر، او را به سبب آتش دعوت میکنند و آن سبب، عصیان امام و نافرمانی امام و نبرد با اوست. گفتهاند که قتل عمار در جنگ صفین بود. عمار آنها را به امام حق دعوت میکرد، ولی سپاه معاویه او را به آتش دعوت میکنند. این داستان از معجزات نبیمکرم و نشانهای از نشانههای نبوت ایشان است.
نتیجه:
با عنایت به پاسخ های مستدل و غیر قابل انکار به شبهاتی که توسط معاویه در زمان شهادت عمار بن یاسر در جنگ صفین مطرح شده و یا شبهاتی که بعدها دوستداران بنی امیه خصوصا وهابیان که عمدتا توسط ابن تیمیه صاحب کتاب منهاج السنه که خاستگاه وهابیان و نواصب امروز جهان تسنن است مطرح گردیده، برای هر انسان منصفی از مسلمان و غیر آن به ناحقی معاویه و عمر عاص در کشتن عمار بن یاسر صحابه بزرگ و مخلص رسول خدا (ص) پی برده ویقین می کند که حدیث فئه باغیه دامن معاویه و عمر عاص و سپاه شام که درکشتن عمار دخیل بودن روشن و مبرهن می گردد.
منابع و مأخذ:
[بی جا]، مؤسسة قرطبة، 1406 ق.
