امــشب از انــوار حـق نـوري نمايان گشته است
عالم از تاثیر او چون ماه ، تابان گشته است
خـواستم جـويا شوم كين نـور يــزداني زكـيـست
كـين چنين در پرتوش عـالم گلستان گشته است
از زمـيـن و آسـمـان ايـن مـژده مـي آيد به گوش
روز مــيـلاد شــهـنـشـاه خــراسان گـشـته است
يــك گــل ديـگـر بـه گــلـزار نـــبـي افــزوده شـد
چـون گل روي رضـا امشب نمايان گشته است
تـهنـيـت بـر حـضرت مـوسي ابـن جـعفر بـاب او
چشم او روشن ز لطف حـق سبحان گشته است
دوسـتان حـضرتـش ، غـم را ز دل بـيـرون كـنـيد
بـارگاهـش مـلجايي از بـهر ايــران گـشته است
اي( رئـيسی ) امـشب از انوار شاه دين ، رضــــا
بلبل طبع تو هم مـرغي غـزلـخوان گـشته است
1351
