فـضای مـکه تـاریک است و جهل جاهلان حاکم
جـهان هـر گوشه می سوزد به حکم حاکمی ظـالـم
خــدا از یادها محو است و آیـیـنش شده تـضعیف
درون خـانه اش بـت خـانه بـرپا گـشته از تـحـریف
امـین مـکه زیـن آشـفـتـگیها سـخت دلگیر اســت
به غاری در حـرا مشغول تسبیح است و تکبیر است
شــکـوه کوه را بـنـگر کـه در تـاریکی شـب بـود
ســکـوت دائـم آنـرا کـه گـویی مـهر بـر لـب بود
درآن خلوت محمد (ص) با خدای خویش نجوا داشت
حــرا از انـتـشار عـشق آن مـحـبوب پــروا داشت
بـه تـدبـیـر خــداونـدی سـکوت کـوه زائـ«ل شـــد
تـجـلی گـاه نـور حـق ، امــیـن وحــی نـازل شـد
بــگـفت از جـانب حـق آنکه خواندن هست فرمانم
محمد(ص) گفت نـتوانم کـه مـن خـواندن نمیدانم
امـیـن وحـی بـگـرفـتـش در آغوش و دوباره گفت
بـخـوان محبوب ما با نام رب خویش و او هم گفت
مـحمد(ص) گفت و از آن لحظه آغار رسالت شد
زوال ظــلم و تــاریـکی ، سـرآغـار کـرامـت شـد
چـنـیـن فرخنده ایـــامی مــبـارک بــاد بـر عــالـم
که تاج نور بر سـر دارد اکـنـون حـضـرت خـاتـم
نــخوانده درس مــی بــاشد کنون بر عالمان اعلم
«ریـیـسی» نــاتـوان از وصف آن پـیـغمبر اعــظم
علی رئیسی
30 مرداد 1385 مصادف با شب 27 رجب 1427
